X
تبلیغات
در جستجوی ناکجا آبـــاد - جُــرم, جدایی نادر از سیمین, سپهر آزادی

بعضی وقت ها دلم برای شخصیت هایی که دیروز می دیدم و امروز نمی بینم خیلی تنگ میشود. شخصیت هایی که شاید امروز در این دنیا نباشند. ولی شخصیتی که دیشب دلم برایش تنگ شد هم سن خودم هست و زنده , ولی خبری از او نیست. دیشب که درخت گلابی داریوش مهرجویی را نگاه میکردم سکانس جالبی از بازی سپهر آزادی را در آن دیدم که یکهو دلم برای , پسربچه ای که دوران کودکی را با بازی هایش سپری کردم, تنگ شد. سیب خنده, مجموعه ای که رضا عطاران, کسی که کودک وجودش درون و بیرون سرش نمیشود آن را کارگردانی کرد, بیژن بیرنگ و مسعود رسام, یاران گذشته هم برخلاف همیشه تهیه کننده بودند, بیشتر از همه چیز برای من یاد آور سپهر آزادی و چیدن آن سیب سرخ معروف است. چند سالی میشود که از سپهر آزادی خبری نیست, . امسال هم قرار بود در فیلم پدرش غلامرضا آزادی بازی کند که گویا پدر, پسر بزرگترش پیام را به سپهر ترجیح داد.

 

سپهر آزادی

جشنواره ی فیلم فجر, فیلم های درجه چندم, صدای بی کیفیت فیلم ها, تاخیر در پخش فیلم ها, تغییر برنامه ها و . . . مواردی بودند بسیار آزار دهنده. از دیگر موارد آزار دهنده هم میتوان به حضور جناب آقای عباسی در بین داوران و جناب آقای مشایی در بین افرادی که جایزه اهداء میکردند اشاره کرد. اما از بین فیلم هایی که دیدم بد نیست در مورد دو فیلم, بدون سانسور, کمی بنویسم.

جدایی نادر از سیمین, فیلمی از اصغر فرهادی :جدایی نادر از سیمین جدی نبود ولی جدی شد. وقتی برای تماشای فیلم های اصغر فرهادی به سینما میروم مثل اکثر کسانی که برای تماشای فیلم آمده اند به صندلی میخ میشوم و چشمم را از پرده جدا نمیکنم. چهارشنبه سوری, درباره ی الی و اینبار جدایی نادر از سیمین. خیلی جالب است که جدایی نادر از سیمین در جشنواره ی فیلم برلین به گفته ی صداوسیما جایزه ها را دِرو میکند و در جنشواره ی فجر خودمان جُــرم بهترین فیلم میشود. نکته ی جالب تری که این روزها فهمیدم این بود که فریدون جیرانی و تمام منتقدان برنامه ی هفت از هوش بسیار پایینی برخوردارند چون با وجود اینکه چندبار فیلم را دیده بودند نفهمیدند که پولها را چه کسی برداشت و اینکه مهم نیست آن دختر پدرش را انتخاب میکند یا مادرش را, مهم اتفاقی بود که افتاد. این دو اتفاق در فیلم شاید از دید جیرانی و دوستانش نامفهوم باشد ولی از دید من و دوستانم اوج فیلم بود و هوش بالای اصغر فرهادی را نشان میداد. ولی جالب ترین نکته ی جدایی نادر از سیمین برای من پدر نادر (پیمان معادی) بود. پیرمردی که از آلزایمر و ناتوانی جسمی رنج میبرد ولی هر روز صبح میخواست که روز نامه هارا بخواند, شاید این روزهای پیری من باشد...

 

جُــرم, فیلمِ مسعود کیمیایی: استاد کیمیایی گویا دوست دارد هنوز روزگار را در زمان ناصرالدین شاه سپری کند. گویا دوست دارد حرف هایش را, چه سیاسی و چه اجتماعی, در آن زمان بزند و به امروز وصل کند. من مسعود کیمیایی را دوست دارم, بخاطر فیلم قیصر, داش آکل و گوزنها. من مسعود کیمیایی را دوست دارم بخاطر فیلم اعتراض. من مسعود کیمیایی را دوست دارم بخاطر اینکه از جعفر پناهی حمایت کرد. ولی فیلم ضعیف جُــرم را دوست ندارم. جناب آقای کیمیایی, جُــرم هم مثل اکثر فیلم های شما دیالوگ های ماندگاری داشت. داریوش ارجمند به پولاد کیمیایی: تو زندون زمین بخوری دیگه بلند نمیشی, بخوابی دیگه بیدار نمیشی. بیرون از اینجا شهر شلوغه, درگیری هست, مردم یک طرف آژان یک طرف. رئیس زندان به پولاد کیمیایی: از اینجا که رفتی بیرون اون طرفی باش که مردم هستن. ولی استاد, شما علاوه بر اینکه فیلم ضعیفی ساختید در این فیلم از کلمات رکیکی استفاده کردید که همه در سینما خجالت کشیدند. اینکه چطور فیلم شما با این کلمات رکیک مجوز گرفته و بهترین فیلم جشنواره هم شده مانده ام. کلماتی رکیکی که اگر چه خودم شنیدم ولی اگر اطرافیانم تائید نمیکردند باور نمیکردم. استفاده از کلماتی مثل ( جاکش و خوارکسه) در یک فیلم با فرهنگ ایرانی و با وجود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چگونه است؟ شاید اگر زمان خاتمی بود بهانه ای میشد تا برادران کفن پوش دست به کار شوند. من از آقای فریدون جیرانی, مسعود فراستی و در کل از برنامه ی "هفت" متنفرم ولی آقای حامد بهداد شما که از به زبان آوردن کلمات زشت در برنامه ی هفت توسط آقای فراستی ناراحت شدید , خجالت کشیدید و برای اعتراض به فراستی با "هفت" تماس گرفتید,  وقتی در فیلم جرم از کلمه ی "خوارکسه" استفاده کردید خجالت نکشیدید؟ وقتی در فیلم جرم از کلمه ی "جاکش" استفاده شد خجالت نکشیدید؟ وقتی در فیلم جرم به آلت تناسلی خود اشاره کردید و آنرا بی مصرف خواندید خجالت نکشیدید؟ آقای کیمیایی تلاش بیهوده نکنید, بهروز وثوقی تکرار شدنی نیست.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1389/12/03ساعت 14:51 توسط مـجـتـبـا نـریـمان |